شعر های من خوشا دردی که درمانش تو باشی ای معلم ، ای فدایت همه دار و ندار ای صدایت همچو صوت بلبل فصل بهار وقتی میگویی ((آقالاااار)) ای معلم ای که موهایت فشن هنگام باد جز به موهای سرت چیزی ندارم من به یاد ای که آموزی به ما تقسیم چیتوز یا میتوز بر حقوق اندکت جانا تو چشمت را مدوز به عمری خون دل خوردن،پیاده راه پیمودن خریدی تندری آخر ز بهر شهرت افزودن
دلت خوش بود یک روزی شوی توبازنشست آخر گذشت آن25 سالت، گذشت آب از سرت دیگر
زبهرتربیت،کردی به سرعمرو تلف اورا تو گنبد بوده ای عمری وطفلان همچوگردو را
ماه،سی روز است و تو60روزدرجوش وخروش مانده ام با این حقوق،تا کی کنی تو جنب وجوش
سالیانه روز وشب دردست داری یک کتاب واقفی و شاهدی و میدهی عمرت به آب ول کن ای جانا سر و کله زدن با طفل را چاره ای کن شو پلاس،بالاترازدانشسرا دارم امید شاید توهم روزی شوی سرمایه دار باماشین مدل بالا،یک دست لباس مارکدار
شاید توهم در دل،خودت،مرا مذمت میکنی یا که شاید درخیالت بسیارهمت میکنی مخورغصه ، دلت را سنگترک کن بزن رنگی و مویت خوش ترک کن
با دلی پرازامیدوجیب خالی از طلا زان نخورده روغن و داده سبیلش را جلا آنکه این شعررا سرود،یک آدم جوگیربود گرکه قافیه نداشت،ذهنش کمی درگیربود منطقم حکم می کند دنبال ثروت بروم نی زبهرعلم وحکمت درپی دانش دوم
گفتم این شعر مزخرف که تورا شاد کنم گر تورا نبینمت اینجا تورا یاد کنم نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ (وفا نكردي و كردم، جفا نديدي و ديدم شكستي و نشكستم، بُريدي و نبريدم) (مرا نصيب غم آمد، به شادي همه عالم چرا كه از همه عالم، محبت تو گزيدم) (جواني ام به سمندشتاب ميشدواز پي چو گرد در قدم او، دويدم و نرسيدم) آخرین مطالب ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() آرشيو وبلاگ نويسندگان موضوعات |
|||
![]() |